مقایسه ی هستی شناسی ملاصدرا و روی بسکار با تاکید بر مفهوم«غیاب»

نوع مقاله: علمی ـ پژوهشی

نویسنده

قم، دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام)، دانشکده ی فرهنگ و علوم اجتمای رفتاری

10.22081/jiss.2019.52320.1440

چکیده

چکیده:
رئالیسم انتقادی نحله‌ی نسبتا نوظهوری است که دو ادعای مهم دارد: ابتدا اینکه جهان خارج، مستقل از ما وجود دارد. و دوم اینکه معرفت به این جهان آن گونه که هست، امکان پذیر است. روی بسکار که برجسته-ترین اندیشمند این جریان به شمار میآید در نظریه‌پردازی های خود سهم بسیاری برای هستی شناسی قائل است، پرسش اولیه او اینست که جهان باید چگونه باشد تا معرفت ما از آن ممکن باشد؟ پاسخی که وی به این پرسش می‌دهد هستی شناسی ای لایه بندی شده را در برابر دیدگان ما به تصویر می کشد که شامل سه لایه تجربی، بالفعل و واقعی است. این هستی شناسی بعلاوه‌ی دیدگاه او در باب وجود ضرورت و مکانیسم های علی، همچنین طرح مفهوم غیب در نظریه ی دیالکتیک وی شباهت هایی را بین هستی شناسی او و هستی شناسی تشکیکی ملاصدرا مبتنی بر اصالت وجود پیدا می کند، که این سوال را در ذهن ایجاد می کند که چه این دو هستی شناسی چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند؟ در این مقاله با روش توصیفی -تحلیلی مقایسه‌ای را بین هستی شناسی این دو متفکر انجام داده و نشان می دهیم اگرچه بسکار در هستی شناسی لایه بندی شده‌ی خود با باور به وجود ضرورت و مکانیسم های علی از محسوسات فراتر رفته ولی هستی شناسی وی در نظام اندیشه‌ی صدرایی در لایه‌ی ماده بوده و قائل به امر مجرد نیست و مفهوم غیاب در هستی شناسی هریک از این دو اندیشمند اگر چه معنایی نزدیک پیدا می کند، ولی متفاوت است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparison between Ontology of Mulla Sadra and Roy Bhaskar, Emphasizing the concept of "absence"

نویسنده [English]

  • fateme abdollahabadi
qom, Baqir al-Olum University, department of Culture and Social and Behavioral Sciences
چکیده [English]

Critical Realism is an approach which has two important claims: first, There is a world outside independent of our existence. And second, it is possible to recognize this world as it is. Roy Bhaskar, the most important thinker of critical realism, has emphasized ontology in his theorizing . His initial question is how the world should be, so that our knowledge of it is possible? The answer to which he asks, is the layered ontology, which consists of three experimental, actual and real layers. His approach about the necessities and causal mechanisms and also the concept of absence in his dialectical theory, finds similarities between his ontology and Mulla Sadra's ontology that is based on the principality of existence. Which raises the question of how different these two ontologies are? In this paper, by means of descriptive-analytic method, we compare the ontology of these two thinkers and show that although Bhaskar in the layered ontology exceeds the Sensibility by believing the existence of the necessities and causal mechanisms , but in the Thought system of Sadra, his ontology is in the material layer, and the concept of absence in the ontology of each of these two thinkers, although it is close to the meaning, is different.

کلیدواژه‌ها [English]

  • critical realism
  • Roy Bhaskar
  • Mulla Sadra
  • Ontology
  • absence