ملاحظاتی نظری در باب جامعه‌شناسی نهاد مسجد: ضرورت کاربست الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت برای فهم نهاد مسجد در جامعه ایران

نوع مقاله: علمی ـ پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

10.22081/jiss.2020.68629

چکیده

مقاله با برجسته ساختن اهمیت تاریخی نهاد مسجد در فضای عمومی جامعه ایران، و به طور مشخص با تأکید کردن بر نقش این نهاد در تحولات سیاسی منجر شونده به انقلاب سال 1357، ادعا می‌کند که در زمینه مطالعات جامعه‌شناختی نهاد مسجد خلاء جدی وجود دارد. برهمین اساس، مقاله سؤال اصلی خود را این‌گونه صورت‌بندی می‌کند: چارچوب نظری مناسب برای مطالعه و تحلیل نهاد مسجد به طور خاص، و فضای عمومی جامعه ایران به طور عام، کدام است؟ مقاله با مروری بر ادبیات تحقیقاتی انگلیسی‌زبان درباره نقش نهاد مسجد در انقلاب ایران نشان می‌دهد که پیش‌فرض‌های این مطالعات درباره نهاد‌های مذهبی جامعه ایران متأثر از نظریات غالب توسعه غربی( چارچوب‌های نظری «مدرنیزاسیون» و «ایدئولوژیک») هستند. سپس، مقاله با واکاوی نسبت میان نظریه اجتماعی و نظریه توسعه بحث می‌کند که میراث گفتمان «استعمار» نه تنها به جریان اصلی نظریه اجتماعی شکل بخشیده است، بلکه بر نظریات توسعه نیز سایه‌افکنی می‌کند و آن‌ها را از فهم انضمامی-تاریخی جوامع در تکاپوی توسعه‌ غیرغربی باز می‌دارد. مقاله استدلال می‌کند که هرگونه تلاش برای خروج از ناکارآمدی نظریات توسعه‌ رایج در فهم تحولات فضای عمومی جوامع مسلمان و دست‌یابی به الگویی اسلامی- ایرانی برای پیشرفت مستلزم: الف-شناخت نظریات توسعه غربی و برقراری دیالوگی انتقادی با آن‌ها؛ ب-تمرکز بر نهادها و ظرفیت‌های مذهبی و فرهنگی بومی می‌باشد. مقاله پس از برشمردن برخی خصوصیات نظری الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، پیشنهاد می‌کند که در چارچوب مفهومی چنین الگوی جایگزینی است که پیش‌فرض‌های رایج درباره نهاد مسجد می‌توانند اصلاح گردند و به ما در مطالعه جامعه‌شناختی این نهاد یاری رسانند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Theoretical reflections on the sociology of the mosque: the necessity of applying the Islamic-Iranian model of progress to understanding the mosque in Iran

نویسنده [English]

  • Pouya Deris 2
2 PhD Student/ Sociology Department/ Tehran University
چکیده [English]

This paper, by focusing on the historical importance of the mosque in the Iranian context and its political role in the dynamics of the 1979 Iranian revolution, argues that the mosque, as a historically influential institution of Iranian society, has not received scholarly attention. With this regard, the paper asks: What is the proper theoretical framework within which the mosque and its historical transformations could be studied and explained? After that, by examining the English scholarly literature on the role of the mosque in the 1979 Iranian revolution, the paper will try to show that two main theoretical frameworks (influenced by dominant theories of development), mainly “modernization” and “ideological” frameworks, have shaped the prepositions of these studies about the role of religious institutions in Iranian society. Next, through the analysis of the relationship between social theory and development theory, the paper claims that the “colonial” discourse has not only influenced the mainstream social theory but also prevented development theory from understanding the real dynamics of Muslim societies. The paper argues that to overcome the shortcomings of development theory in explaining the transformations of Muslim societies, we need to: a) critically comprehend Western development theories; b) concentrate on historically influential religious, cultural and social institutions in the Iranian context. After mentioning the most important characteristics of Islamic-Iranian model of progress as an alternative development paradigm, the article suggests that the mosque and its historical transformations in Iranian society could be sociologically studied within the theoretical framework of such an alternative paradigm.

کلیدواژه‌ها [English]

  • "the mosque"
  • "the Islamic-Iranian model of progress"
  • "development theory"
  • "social theory"